به گزارش پایگاه خبری عصری نو؛
سالهاست کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بهویژه قطر و امارات، با بهرهگیری از سرمایههای کلان نفتی، به مصادره تدریجی میراث فرهنگی و تاریخی ایران چشم دوختهاند؛ میراثی که نهتنها شناسنامه تمدنی کهن، بلکه هویت فرهنگی بخش بزرگی از مردم جنوب ایران است. حالا در اقدامی نگرانکننده، این کشورها گامهای جدیتری برای خرید لنجهای چوبی سنتی ایرانی برداشتهاند؛ لنجهایی که نماد سه هزار سال دریانوردی ایرانیان و بخشی از میراث ثبتشده جهانی هستند.
کشورهای امارات متحده عربی و قطر، در رقابتی تنگاتنگ، با پیشنهاد قیمتهایی بین دو تا سه میلیارد تومان، برای خرید لنجهای دستساز و سنتی ایرانی صف کشیدهاند. این در حالی است که تنها چند سال پیش، قیمت پیشنهادی آنها برای این لنجها حداکثر یک میلیارد تومان بود. حالا افزایش تقاضا، قیمتها را تا چند برابر بالا برده و باعث شده میراثی که با چوب، ذوق، و دانش ذهنی گلافهای جنوب ساخته میشود، بهراحتی به ساحل شیوخ عرب منتقل شود.
سرقت هویت با ظاهر قانونی
واسطههایی از سوی کشورهای عربی در سواحل جنوبی ایران فعالیت میکنند که با خرید لنجها از مالکان بومی و مرمت آنها در محل، آمادهسازی نهایی را انجام میدهند. هدف از این خریدها نه صرفاً استفاده در مسیرهای حملونقل، بلکه نمایش در موزهها و رونق گردشگری دریایی در سواحل قطر و امارات است. به عبارت سادهتر، لنجهای ایرانی حالا تبدیل به ابزار بازنمایی جعلی تاریخ دریانوردی در خلیج فارس شدهاند.
سوغاتی جام جهانی: لنج ایرانی!
«محمد کنگانی»، مدیر انجمن سیراف پارس موزه در استان بوشهر، در اینباره هشدار میدهد که طی برگزاری جام جهانی قطر، تعداد قابلتوجهی از لنجهای سنتی ایرانی در سواحل آن کشور مشاهده شدهاند. وی میگوید: «از هفت سال قبل، یعنی پیش از جام جهانی قطر، خرید لنجها توسط واسطههای عرب شدت گرفت. آنها حتی قایقهایی که از تنه یکتکه درخت ساخته شدهاند را با قیمتهای بسیار پایین، حدود ۲۵۰ هزار تومان، خریداری کردند.»
به گفته این فعال میراث فرهنگی، قیمت لنجها در حال حاضر، بدون احتساب موتور، بین ۲ تا ۳ میلیارد تومان برای خریداران عرب برآورد میشود و این نشان از بازار داغ قاچاق هویت دریایی ایران دارد.
درحالیکه در کشورهای متعهد به یونسکو، دولتها وظیفه حمایت از میراث ثبتشده جهانی را دارند، در ایران، برخلاف انتظارات، وزارت صمت در دولتهای گذشته با صدور مصوبهای، دستور خروج لنجهای چوبی از چرخه دریانوردی را صادر کرد. بهانه این تصمیم، خطرات احتمالی استفاده از این شناورها عنوان شد؛ اما نتیجهاش، از بین رفتن جایگاه لنجهای چوبی و جایگزینی آنها با لنجهای فایبرگلاس چینی بود که اکنون در آبهای خلیج فارس جولان میدهند.
فرهنگ در چنگال دلارهای نفتی
قطر و امارات تنها به لنجها بسنده نکردهاند. سنگقبرهای تاریخی، بردشیرهای سنگی بختیاری، اشیای باستانی و حتی شخصیتهای فرهنگی همچون بوعلی سینا نیز در فهرست میراث قابلمصادره از نگاه آنان قرار گرفتهاند. در حالیکه اسناد تاریخی و نقشههای جهانی، نام “خلیج فارس” را تأیید میکنند، تلاشها برای تغییر نام آن همچنان ادامه دارد.
نکته تلختر اینکه، برخی تلاشها برای ثبت جهانی “بادگیرهای ایرانی” در یونسکو نیز با کارشکنی امارات متحده عربی به تعویق افتاده است. این کشور با برخورداری از نفوذ مالی، توانسته مانع از تکمیل پرونده ثبت این میراث شود.
دانش لنجسازی سنتی ایرانی، هنری است که از سه هزار سال پیش در منطقه خلیج فارس رواج داشته و به شکل ذهنی، بدون استفاده از نقشههای صنعتی، در شهرهایی چون قشم، بوشهر، بندرعباس، چابهار و آبادان انجام میشده است. لنجهایی که در سفرهای دریایی، صید مروارید، تجارت با هند و آفریقا و حتی حمل مسافر استفاده میشدهاند.
جالب آنکه آیینهای سنتی نظیر آوازخوانی گروهی هنگام به آب انداختن لنج، که با اشعاری مذهبی همراه است، هنوز هم در برخی بنادر اجرا میشود؛ سنتهایی که بخشی از هویت بومی ساکنان جنوب ایراناند.
وقتی تکهای از ایران فروخته میشود
امروز اما، با بیتوجهی مسئولان، نبود حمایت مالی و رقابت بیامان همسایگان عرب، این میراث غنی فرهنگی و دانش دریانوردی ایران در حال کوچ به سواحل دیگر است؛ کوچ بیصدا اما پرهزینهای که نه فقط لنج، بلکه هویت فرهنگی یک ملت را تهدید میکند.
منبع: ایلنا




