به گزارش پایگاه خبری عصری نو؛
در شرایطی که بحران مسکن در ایران روزبهروز ابعاد گستردهتری به خود میگیرد و توان خرید خانوارهای متوسط و ضعیف بهشدت کاهش یافته، بررسی سیاستهای حمایتی دولتها در سالهای اخیر تصویری از «هزینهزایی بهجای هزینهکاهی» را پیشرو میگذارد؛ تصویری که در آن برخلاف منطق اقتصادی و شهری، دولت ترجیح داده است بودجهها و تسهیلات محدود خود را صرف ساخت مسکن روی زمینهایی کند که در حاشیه شهرها واقع شدهاند و به لحاظ زیرساختی تقریباً خام هستند.
بررسی دقیق عملکرد دولت در حوزه مسکن حمایتی طی پنج سال گذشته نشان میدهد که عمده تسهیلات و منابع به پروژههای ساخت مسکن در زمینهای ۹۹ ساله خارج از محدوده شهری اختصاص یافته است؛ در حالی که تجربه و آمار حاکی از موفقیت چندبرابری بخش خصوصی و حتی مردم در بافتهای فرسوده شهری است.

زمین ارزان یا سراب اقتصادی؟
تصور نادرستی که سیاستگذاران را به سمت حاشیه شهرها سوق داد، برداشت اشتباهی از «ارزان بودن زمین» بود. این در حالی است که گزارشهای رسمی از وزارت راه و شهرسازی و نیز اعلامهای کارشناسان صندوق ملی زمین و مسکن نشان میدهد هزینه آمادهسازی هر قطعه زمین خام در حاشیه شهرها برای ساخت یک واحد مسکونی، بالغ بر یک میلیارد تومان است. این رقم تقریباً معادل ۳۰ درصد کل هزینه ساخت یک آپارتمان در مناطق درونشهری است؛ رقمی که نهتنها توجیهپذیر نیست، بلکه تناقضی آشکار با شعار «مسکن ارزان» دارد.
از سوی دیگر، زمینهای بافت فرسوده شهری به دلیل برخورداری از زیرساختهای روبنایی و زیربنایی موجود (مانند آب، برق، گاز، خیابان، مدرسه و …) نیاز به هزینههای سنگین توسعه ندارند. همچنین واقع شدن این مناطق در بطن شهر، نزدیکی به مراکز کاری و تجاری و پیوستگی اجتماعی محلهها، باعث شده این نواحی بسیار جذابتر از شهرکهای تازهتأسیس و دورافتاده باشند.
مردم، فرسودهها را به نوسازهای دوردست ترجیح میدهند
طبق یافتههای میدانی، اغلب متقاضیان واقعی مسکن یعنی اقشار کمدرآمد و میاندرآمد، ساکنان فعلی بافتهای فرسوده هستند. این افراد که معمولاً محل کار، مدرسه فرزندان، شبکه اجتماعی و ریشههای خانوادگیشان در همین مناطق است، حاضر به کوچ به حاشیه شهرها نیستند.
گزارش اخیر «هبیتات» سازمان ملل درباره آوارگان شهری نیز تأکید دارد که سکونت در شهرکهای حاشیهای هرچند جدید و نوساز به دلایل متعدد برای خانوارهای کمدرآمد جذاب نیست. فاصله زیاد تا محل کار، هزینه بالای رفتوآمد، نبود خدمات عمومی مناسب و عدم پیوستگی اجتماعی از جمله دلایلی است که باعث شده طرحهای مسکن در حاشیه شهرها با اقبال کمی مواجه شوند.
نابرابری در توزیع تسهیلات؛ محرومیت بافت فرسوده از حمایت
با نگاهی به ساختار تسهیلات اعطایی طی سالهای اخیر، یک عدمتوازن چشمگیر مشاهده میشود. بهطور مثال، برای ساخت مسکن روی زمینهای ۹۹ ساله، وام ۵۵۰ تا ۶۰۰ میلیون تومانی با نرخ سود ۱۸ درصدی ارائه شد. در مقابل، متقاضیان ساختوساز در بافت فرسوده با سقف وام ۲۰۰ میلیون تومانی آن هم با بهره ۲۳ درصدی مواجه بودند. این در حالی است که نیاز به مداخله برای نوسازی بافتهای فرسوده از جنبههای ایمنی، اجتماعی و اقتصادی بسیار فوریتر و ضروریتر است.
دستاوردها چه میگویند؟ بخش خصوصی در بافت فرسوده، دولت در زمین خام
آمار رسمی از پنج سال گذشته گواهی میدهد که کارنامه عملکردی دولت در ساخت مسکن حمایتی خارج از شهرها بسیار پایینتر از انتظار بوده است. در حالی که برنامهریزی برای احداث ۴ میلیون واحد روی زمین ۹۹ ساله انجام شد، تنها ۶۰۰ هزار واحد کلنگزنی شد و نهایتاً فقط ۳۵ هزار واحد تحویل بازار شد. در مقابل، در همین مدت بخش خصوصی توانست از برنامه ۳۰۰ هزار واحدی در بافت فرسوده، بیش از ۱۰۰ هزار واحد را تکمیل کرده و تحویل دهد.

وقت اصلاح سیاست است
تجربه ۵ سال گذشته به روشنی نشان میدهد که تمرکز بر ساختوساز در بافتهای فرسوده شهری، نهتنها از منظر صرفهجویی اقتصادی، بلکه از لحاظ مقبولیت اجتماعی و بهرهوری اجرایی نیز بر طرحهای مبتنی بر زمین خام و حاشیهای برتری دارد. اکنون زمان آن رسیده است که سیاستگذاران حوزه مسکن به جای رقابت با بخش خصوصی، از آن حمایت کنند و منابع محدود را به شکلی هدفمند و هوشمندانه تخصیص دهند.
منبع: دنیای اقتصاد




