به گزارش خبرنگار عصری نو_ طرحهای «مشارکت در تولید» خودروسازان در ظاهر با هدف مدیریت تقاضا، تنظیم بازار و ایجاد فرصت برابر برای متقاضیان عرضه میشوند، اما بررسی اقتصادی این مدل فروش نشان میدهد ماهیت آن فراتر از یک سازوکار ساده خرید خودرو است.
در این شیوه، مصرفکننده هزینه خودرو را پیش از تولید یا در مراحل ابتدایی پرداخت میکند و تحویل خودرو به آینده موکول میشود؛ آیندهای که هم در قیمت نهایی و هم در زمان تحویل، با عدم قطعیت همراه است. این ساختار در واقع نوعی جابهجایی ریسک از تولیدکننده به مصرفکننده ایجاد میکند.
انتقال ریسک؛ نقطه مرکزی مدل فروش
در مدلهای کلاسیک فروش خودرو، تولیدکننده ابتدا کالا را تولید میکند و سپس آن را به بازار عرضه میکند. اما در طرحهای مشارکت در تولید، جریان مالی معکوس میشود؛ یعنی مصرفکننده پیشاپیش منابع مالی را تأمین میکند، در حالی که بخشی از ریسکهای تولید، تورم و هزینههای آینده نیز به او منتقل میشود.
این موضوع باعث میشود خریدار نه صرفاً یک مصرفکننده، بلکه در عمل یک تأمینکننده نقدینگی برای فرآیند تولید باشد.
سود و زیان نامتوازن در ساختار بازار
از منظر تحلیل اقتصادی، این مدل برای دو طرف پیامدهای متفاوتی دارد: برای خودروسازان، مزیت اصلی در تأمین نقدینگی پایدار و کاهش فشار سرمایه در گردش است. این موضوع به آنها امکان میدهد بخشی از هزینههای تولید را پیش از عرضه محصول تأمین کنند و ریسک نوسانات بازار را تا حدی مدیریت کنند.
در مقابل، مصرفکنندگان با مجموعهای از ریسکها مواجه هستند؛ از جمله قفل شدن سرمایه برای دورههای طولانی، عدم قطعیت در زمان تحویل، و فاصله احتمالی میان قیمت کارخانه و بازار در آینده. این وضعیت، ماهیت خرید را از «مصرف فوری» به «سرمایهگذاری همراه با ریسک» تغییر میدهد.
تغییر رفتار مصرفکننده در بازار خودرو
در شرایط فعلی اقتصاد، بخشی از تقاضا در بازار خودرو نه از نیاز مصرفی، بلکه از انگیزه حفظ ارزش پول شکل میگیرد. همین موضوع باعث شده طرحهای پیشفروش برای برخی افراد جذاب باشد، حتی اگر با عدم قطعیت همراه باشد.
در واقع، بازار خودرو به تدریج به فضایی تبدیل شده که در آن مرز میان مصرفکننده و سرمایهگذار کمرنگ شده است؛ جایی که تصمیم خرید، بیش از آنکه یک انتخاب رفاهی باشد، به یک تصمیم مالی تبدیل شده است.
بررسی ساختار طرحهای مشارکت در تولید نشان میدهد این مدل در شرایط فعلی بیش از آنکه یک ابزار رفاهی برای مصرفکننده باشد، یک سازوکار تأمین مالی برای تولیدکننده است.
در این ساختار، اگرچه هر دو طرف به نوعی منتفع میشوند، اما توازن منافع برابر نیست. تولیدکننده از نقدینگی و کاهش ریسک بهرهمند میشود، در حالی که مصرفکننده بخش عمدهای از ریسکهای زمانی و اقتصادی را متحمل میگردد.
در نتیجه، میتوان گفت در مدل فعلی بازار خودرو ایران، پیشفروشها بیش از آنکه «فرصت خرید» باشند، نوعی «مشارکت مالی اجباری در فرآیند تولید» محسوب میشوند.




