پایگاه خبری عصری نو گزارش میدهد:
روز گذشته سه نوع تسهیلات مسکن با عنوان وام های ارزان قیمت ویژه دهک های پایین درآمدی از سوی بانک مرکزی به شبکه بانکی ابلاغ شد. این وامها شامل تسهیلات قرضالحسنه خرید، اجاره و ساخت مسکن برای سه دهک اول جامعه میشود و نرخ سود آنها حداکثر ۴ درصد است. با وجود مزایای ظاهری این وام ها، تجربه نشان میدهد که احتمال دستیابی واقعی محرومان به اینگونه تسهیلات بسیار پایین می باشد.
طبق این مصوبه که مبتنی بر تبصره ۱۵ قانون بودجه سال ۱۴۰۴ است، بانکها مکلف به پرداخت وامهایی با شرایط ویژه برای افراد تحت پوشش کمیته امداد، سازمان بهزیستی، خانواده شهدا، جانبازان و رزمندگان معسر شدهاند. تسهیلات جدید از نظر مبلغ، نرخ سود و مدت بازپرداخت، به مراتب بهتر از وامهای معمولی بازار مسکن هستند. نرخ سود ۴ درصدی در برابر وامهای ۲۳ درصدی، سقف تسهیلات ۱۰۰ تا ۲۲۵ میلیون تومان بالاتر، و دوره بازپرداختی تا دو برابر بیشتر از حالت عادی از جمله این امتیازات ویژه است.
مقایسهای با وامهای معمولی: محرومان برندهاند؟
در قالب این دستورالعمل، دهکهای اول تا سوم جامعه میتوانند تا ۴۰۰ میلیون تومان وام قرضالحسنه ۱۰ ساله برای خرید، اجاره یا ساخت مسکن دریافت کنند. در مقابل، متقاضیان عادی باید برای وامهایی با سود ۲۳ درصد در تهران، مراکز استانها و شهرهای کوچک به ترتیب ۵۰۰، ۴۰۰ و ۳۰۰ میلیون تومان دریافت کنند. در مورد اجاره هم، وامهای حمایتی با مبلغ بالاتر و سود کمتر نسبت به وامهای معمولی پرداخت خواهد شد. برای نمونه، وام اجاره ۴۰۰ میلیونی با قسط ماهانه ۷ میلیون تومانی برای محرومان، نسبت به وام ۲۷۵ میلیونی با قسط ۶ میلیون تومانی برای دیگر دهکها، مقرونبهصرفهتر است. اما پرسش اصلی باقی میماند: آیا این وامها واقعا به محرومان میرسد؟
تجربههای ناکام گذشته: از مسکن مهر تا وام مسکن یکم
با وجود نیت خیر سیاستگذار، واقعیتهای اقتصادی و ساختار معیوب تخصیص منابع، باعث شده در اغلب موارد این تسهیلات ارزانقیمت به مقصد اصلی خود نرسند. مطالعات طرح جامع مسکن از اوایل دهه ۹۰ هشدار داده بود که اقشار کمدرآمد «وامپذیر» نیستند؛ نه بهدلیل عدم تمایل، بلکه بهدلیل ناتوانی در پرداخت اقساط. حتی در آن زمان، با وجود شرایط اقتصادی بهتر از امروز، سیاستگذار توصیه شده بود که کمک به این گروهها باید از مسیرهای غیر واممحور دنبال شود.
نتایج پژوهش سال گذشته فردین یزدانی، نویسنده طرح جامع مسکن، نیز نشان داد حداکثر توان پرداخت قسط در میان دهکهای پایین، برای وامهایی کمتر از ۳۰۰ میلیون تومان است. همچنین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرده بود که قسط وام حمایتی، ۱.۶ برابر درآمد دهک اول و ۸۰ درصد درآمد دهک دوم و سوم است. در نتیجه، بسیاری از محرومان اساسا توان بازپرداخت اقساط وام ۴۰۰ میلیون تومانی با قسط ماهانه ۷.۳ میلیون تومان را ندارند.

فروش امتیاز، راه فرار یا دروازه رانت؟
در چنین شرایطی، بار دیگر سناریوی آشنای فروش امتیاز وام تکرار میشود. این تجربه در طرحهایی چون مسکن مهر و وام مسکن یکم نیز دیده شد. در طرح مسکن مهر، بسیاری از مشمولان امتیاز خود را به دلیل ناتوانی در پرداخت آورده نقدی، فروختند و واحدهایی که قرار بود در اختیار محرومان قرار گیرد، سر از دست مالکانی درآورد که الزاما نیازی به این حمایتها نداشتند.
در اواسط دهه ۹۰ نیز، وام مسکن یکم با نرخ سود تکرقمی و شرایط مطلوب، با قیمتی معادل ۲۲ تا ۲۸ درصد ارزش ریالی در بازار سیاه خرید و فروش میشد. تجربه سوم، یعنی طرح نهچندان موفق «مسکن ملی» نیز مهر تأییدی بر این روند است. دادههای رسمی وزارت راه و شهرسازی نشان میدهد که تنها ۲۴ درصد از واحدهای این طرح به سه دهک اول جامعه رسید و ۳۰ درصد از آن به دهکهای هفتم تا دهم اختصاص یافت.
چرا وام به مقصد نمیرسد؟
با وجود درج شروطی نظیر: اخذ استعلام از سامانه رفاه ایرانیان برای احراز دهک درآمدی، و الزام ارائه مبایعهنامه، اجارهنامه یا پروانه ساختمانی برای دریافت وام، تجربه نشان داده که دلالان و واسطهها در تهیه مدارک جعلی و دور زدن این شروط، تخصص دارند. از سوی دیگر، اجرای تسهیلات تکلیفی، منابع بانکها را فرسوده و تعادل منابع و مصارف نظام بانکی را مختل کرده است.
اگرچه نیت سیاستگذار برای حمایت از دهکهای پایین در حوزه مسکن محترم است، اما ابزار انتخابشده برای این هدف، یعنی وامهای ارزانقیمت، از اساس با توان مالی این گروهها در تضاد است. مادامیکه سیستم اعتبارسنجی، هدفگذاری دقیق و کنترل سختگیرانه وجود نداشته باشد، احتمال انحراف این منابع به سمت گروههای غیرهدف یا بازارهای واسطهای، بیش از پیش باقی خواهد ماند.
منبع: دنیای اقتصاد




