نگاهی به یک آگهی مسکن در سال ۱۳۴۶ و واقعیت تلخ بازار امروز
عصری نو_ تصویری که این روزها در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، جدولی از قیمت خانه در تهرانِ سال ۱۳۴۶ را نشان میدهد؛ زمانی که یک آپارتمان دوخوابه در شهرک اکباتان با ۳۵۰ هزار تومان، خانهای در جردن با ۴۰۰ هزار تومان و واحدی در بلوار کشاورز با ۷۰۰ هزار تومان قابل خرید بود.
در آن زمان، حتی در توضیح این آگهی نیز آمده است که «با اینکه بهای خانهها نسبت به دو سال قبل نزدیک به نصف رسیده، اما هنوز هم مردم قادر نیستند خانه مورد نظر خود را به آسانی تهیه کنند.» جملهای که پس از حدود شش دهه، امروز معنایی بسیار تلختر پیدا کرده است.
وقتی خانه از کالای مصرفی به کالای سرمایهای تبدیل شد
اگرچه مقایسه مستقیم قیمتهای سال ۱۳۴۶ با امروز از نظر اقتصادی دقیق نیست، اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت؛ مسکن در آن سالها برای بخش بزرگی از جامعه دستیافتنیتر از امروز بود.
امروز در بسیاری از مناطق تهران، قیمت یک آپارتمان ۷۰ تا ۸۰ متری حتی اگر ۳۰ یا ۴۰ سال از عمر آن گذشته باشد، به چندین میلیارد تومان رسیده است. در برخی محلههای متوسط پایتخت، قیمت هر متر مربع از مرز ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان عبور کرده و در مناطق شمالی، ارقام بسیار بالاتری نیز مشاهده میشود.
این در حالی است که رشد درآمد خانوارها هرگز همگام با رشد قیمت مسکن نبوده است. نتیجه آن شده که خانهدار شدن برای بسیاری از جوانان و خانوادههای طبقه متوسط به رؤیایی دوردست تبدیل شده است.
خانههای پیر، قیمتهای نجومی
یکی از عجیبترین ویژگیهای بازار فعلی مسکن، قیمتهای سنگین برای ساختمانهای فرسوده و سالخورده است. در بسیاری از نقاط تهران، آپارتمانهایی با عمر بیش از سه دهه نهتنها ارزان نیستند، بلکه با قیمتهایی عرضه میشوند که برای بسیاری از خانوارها غیرقابل تصور است.
کارشناسان معتقدند بخش مهمی از این افزایش قیمت ناشی از رشد ارزش زمین، تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و تبدیل مسکن به محلی برای حفظ سرمایه است؛ موضوعی که باعث شده نیاز مصرفی مردم در سایه انگیزههای سرمایهگذاری قرار گیرد.
نسل جدید؛ مستأجران دائمی؟
مقایسه این جدول قدیمی با وضعیت امروز، بیش از هر چیز شکاف میان درآمد و هزینه مسکن را نشان میدهد. در دهه ۴۰، بسیاری از خانوادهها با چند سال پسانداز امکان خرید خانه را داشتند؛ اما اکنون حتی پسانداز تمام درآمد چندین سال یک خانوار نیز در برابر رشد مداوم قیمتها رنگ میبازد.
بسیاری از شهروندان معتقدند مشکل اصلی تنها گرانی مسکن نیست، بلکه نبود چشمانداز روشن برای خانهدار شدن است. جوانانی که وارد بازار کار میشوند، در همان ابتدای مسیر با قیمتهایی مواجه هستند که فاصلهای نجومی با توان مالی آنان دارد.
پرسش بزرگ؛ مسئول این وضعیت کیست؟
بازار مسکن امروز تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به بحرانی اجتماعی تبدیل شده است. کاهش قدرت خرید، افزایش اجارهنشینی، مهاجرت اجباری به حاشیه شهرها و کوچکتر شدن متراژ خانهها، همگی نشانههایی از بحرانی هستند که سالهاست انباشته شده است.
نگاهی به این تصویر قدیمی شاید حس نوستالژی ایجاد کند، اما واقعیت این است که برای بسیاری از مردم، دیدن قیمت چندصد هزار تومانی خانهها بیش از آنکه خاطرهانگیز باشد، یادآور فاصله عمیقی است که میان درآمد مردم و بازار مسکن امروز ایجاد شده است؛ فاصلهای که هر روز بیشتر میشود و رویای خانهدار شدن را برای میلیونها ایرانی دورتر از همیشه میبرد.«زمانی مردم از گرانی خانههای چندصد هزار تومانی گلایه داشتند؛ امروز بسیاری برای خرید همان خانهها باید دهها میلیارد تومان بپردازند؛ آن هم برای ساختمانهایی که عمرشان از بسیاری از خریداران بیشتر است.»




