عصری نو_ صنعت CNG کشور که طی بیش از دو دهه با هدف کاهش وابستگی به بنزین، مدیریت ناترازی سوخت و توسعه یک سوخت جایگزین در حملونقل ایجاد شده بود، اکنون با روند نزولی مصرف و فشارهای اقتصادی بر جایگاهها مواجه شده است.
طبق این گزارش، مصرف روزانه CNG در کشور که در سالهای گذشته حدود ۲۴ میلیون مترمکعب بوده، بهتدریج کاهش یافته و برآوردها نشان میدهد این رقم در حال حاضر به حدود ۱۳ میلیون مترمکعب رسیده است.
این روند کاهشی بهصورت تدریجی و مستمر ادامه داشته و ابتدا در آمارهای سالانه و در دورههای اخیر به کاهش ماهیانه و افت محسوس روزانه تبدیل شده است؛ موضوعی که به گفته این گزارش نشان میدهد کاهش مصرف CNG دیگر مقطعی نبوده و به یک روند پایدار تبدیل شده است.
اکنون و پس از حملاتِ فروردین، بر اساس برآوردهای میدانی، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از ظرفیت پالایشی کشور آسیب دیده یا از مدار خارج شده و تولید روزانه بنزین به حدود ۶۰ تا ۸۰ میلیون لیتر سقوط کرده است و اگر نتوان مصرف را مدیریت کرد، ایران با شکافی ۵۰ تا ۷۰ میلیون لیتری در هر روز مواجه خواهد شد. این نه یک هشدار، که یک فاجعه قطعی به همراه خواهد داشت؛ صفهای طولانی، فلج شدن ناوگان حملونقل عمومی و خسارتهای زنجیرهای به اقتصاد کشور، تنها بخشی از پیامدهای این ناترازیِ تحمیلی خواهد بود.
سلاحی که زیر پایمان خاک میخورد
در میانه این بحران، پرسش اصلی این است که در کجا و از چه طریقی باید به راهکار درست رسید. پاسخ این ابهام، در یکی از بزرگترین پارادوکسهای اقتصاد ایران نهفته است. ایران، دومین دارنده ذخایر گاز جهان و صاحب یکی از گستردهترین شبکههای CNG در جهان است، اما سالهاست این زیرساخت را به حال خود رها کرده است. امروز بیش از ۲۳۶۵ جایگاه فعال CNG در سراسر کشور وجود دارد. ظرفیت اسمی عرضه روزانه این جایگاهها حداقل ۴۰ میلیون مترمکعب است. اما در مقابل مصرف واقعی از آن تنها ۱۶ میلیون مترمکعب در روز است؛ این یعنی ۲۴ میلیون مترمکعب ظرفیت خالی و آماده بهرهبرداری در کشور وجود دارد.
هر یک میلیون مترمکعب گاز طبیعی، معادل تقریبی یک میلیون لیتر بنزین است. یک حساب ساده نشان میدهد که فقط با فعال کردن همین ظرفیت خوابیده، میتوان معادل ۲۴ میلیون لیتر بنزین را از سبد مصرف روزانه حذف کرد؛ یعنی تقریباً نیمی از شکاف پیشبینیشده ۵۰ تا ۷۰ میلیون لیتری، تنها با یک تصمیم مدیریتی و بدون صرف هزینه زیرساختی جدید، قابل جبران است.
CNG یک انتخاب نیست، یک ضرورت است
در شرایطی که فشار اقتصادی بر خانوارها بیسابقه است، CNG یک سپر دفاعی واقعی است. هر مترمکعب CNG معادل حدود ۴۵۳ تومان و در مقابل هر لیتر بنزین سهمیهای ۱۵۰۰ تومانی ۳/۳ برابر گرانتر از معادل گازی خود و هر لیتر بنزین آزاد ۳۰۰۰ تومانی ۶/۶ برابر گرانتر است. محاسبات نشان میدهد یک خانواده پرپیمایش میتواند با مهاجرت به مصرف CNG، تا ۵۰ میلیون تومان در سال صرفهجویی کند.
از سوی دیگر، CNG به دلیل ماهیت گازی و تحت فشار بودن، نه قابل قاچاق است و نه فناوری تولید آن پیچیده و وابسته به خارج است. در روزگاری که هر قطره بنزین وارداتی، ارز کشور را میبلعد و مسیر قاچاق آن به آن سوی مرزها همیشه باز است، CNG یک سوخت امن ملی محسوب میشود.
در این میان نگرانی هایی هم وجود دارد. بزرگترین مانع روانی برای گرایش مردم به CNG، خاطره بد خودروهای دوگانهسوز نسل اول بود. اما فناوری امروز کاملاً تغییر کرده است. کیتهای نسل ۴ (تزریق ترتیبی) که در طرح رایگان دولت استفاده میشود، برخلاف سیستمهای قدیمی، دارای یک ECU (کامپیوتر) مجزا برای مدیریت احتراق گاز است. نتیجه این پیشرفت فنی، حذف کامل افت توان و شتاب خودرو و حتی افزایش راندمان و کاهش آلایندگی تا ۷۰ درصد نسبت به بنزین است.
چرا قبلاً شکست خوردیم؟
در دهه ۸۰، ایران طلایهدار توسعه CNG در جهان بود. کارخانهها ماشین دوگانهسوز تولید میکردند و صف تبدیل وجود داشت. پس چرا این قطار از ریل خارج شد؟ با افزایش قیمت بنزین در طول سالها، منطقاً باید قیمت CNG نیز متناسب با آن افزایش مییافت تا انگیزه اقتصادی برای مصرفکننده حفظ شود. اما این اتفاق نیفتاد. فاصله قیمتی میان بنزین و CNG به تدریج ذوب شد. وقتی صرفهجویی اقتصادی کاهش یافت، تقاضا برای دوگانهسوز شدن افت کرد، کارخانهها تولید را متوقف کردند و طرحهای توسعه به فراموشی سپرده شد اما فرق امروز در اجبار است. آن زمان CNG یک گزینهی بهترِ داوطلبانه بود اما امروز، در سایه جنگ و نابودی پالایشگاهها، CNG به شاهرگ حیاتی باقیمانده بدل شده است.
برای برونرفت از بحران بنزینی فعلی، یک بسته سیاستی فوری و جامع نیاز است. دولت باید فوراً دامنه شمول طرح رایگان گاز سوز کردن خودروها را به خودروهای مدل ۱۳۸۵ به بالا گسترش دهد. طرح کنونی فقط خودروهای مدل ۱۳۹۴ به بالا را پوشش میدهد. این یعنی ناوگان پرمصرف قدیمیتر که بیشترین سهم را در مصرف بنزین دارند، از قلم افتادهاند.
فاصله قیمتی بنزین و CNG باید از طریق بازتنظیم شدن قیمتها وسوسهانگیز شود. تجربه جهانی نشان میدهد که نسبت قیمت ۱ به ۲ (هر لیتر بنزین معادل دو مترمکعب گاز) یک نسبت طلایی برای ایجاد انگیزه مهاجرت به گاز است.
از سوی دیگر خودرو سازان باید ملطم به تولید خودرو با این شرایط باشند. چرا باید هزینه تبدیل خودرو بنزینی به دوگانه را مردم یا دولت بدهند؟ دولت باید خودروسازان را ملزم کند تمام محصولات سواری را به صورت پایه با قابلیت دوگانهسوز از کارخانه خارج کنند.
همچنین، کارزار رسانهای ملی باید ذهنیت منفی جامعه نسبت به CNG (که ناشی از فناوریهای قدیمی بود) اصلاح کند. رسانه ملی باید به طور شفاف مزایای کیتهای نسل ۴ را نشان دهد.
خطاب به مردم باید گفت اگر شما یکی از میلیونها مالک خودرو در ایران هستید، اکنون زمان تصمیمگیری است. اگر خودروی شما مدل ۱۳۹۴ به بالا است، دولت هزینه کامل تبدیل خودروی شما را پرداخت میکند. کافی است به سامانهی gcr.niopdc.ir مراجعه و ثبتنام کنید.
اگر خودروی شما قدیمیتر است، ناامید نباشید. با توجه به فشار بحران، احتمال گسترش این طرح به خودروهای قدیمیتر نیز وجود دارد. از سوی دیگر، حتی اگر هزینهای بپردازید، با توجه به اختلاف نجومی قیمت بنزین آزاد و گاز، این هزینه ظرف ۶ تا ۱۲ ماه به جیب شما بازمیگردد.
حمله به پالایشگاههای ایران، گرچه زخمی عمیق بر پیکر اقتصاد کشور بود، اما میتواند به یک نقطه عطف تاریخی بدل شود. دشمن تصور میکرد با فلج کردن پالایشگاهها، چرخ زندگی در ایران از حرکت میایستد. اما فراموش کرده بود که ایران، بر روی بزرگترین دریای گاز جهان خوابیده است. CNG دیگر یک گزینه سبزِ لوکس برای حفاظت از محیط زیست نیست؛ CNG امروز سپر دفاعی اقتصاد خانوادهها و اهرم اقتدار ملی در برابر شوکهای خارجی است. مهاجرت از بنزین به گاز، نه یک انتخاب، که یک تکلیف ملی است. ایرانِ پساجنگ، برای آنکه به زانو درنیاید، باید گازی شود.




