بهگزارش خبرنگار عصری نو_ سلامت مثل یک دارایی اقتصادی است، نه صرفاً نتیجه مصرف خدمات پزشکی. در این نگاه، افراد دنبال «خودِ درمان» نیستند، بلکه به دنبال افزایش «سرمایه سلامت» خود هستند؛ سرمایهای که هم رفاه مستقیم ایجاد میکند و هم امکان استفاده بهتر از سایر کالاها و خدمات زندگی را فراهم میسازد.
در چارچوب نظری چارلز فلپس، تابع مطلوبیت افراد تنها به درآمد یا کالاهای مصرفی محدود نیست، بلکه سلامت نیز بهعنوان یک ورودی مستقیم در رضایت از زندگی وارد میشود. از همینجا یک نکته مهم بیرون میآید: پزشکی تنها یکی از عوامل تولید سلامت است، نه خود سلامت.
این مدل در ایران چقدر صدق میکند؟
اگر این چارچوب را روی نظام سلامت ایران قرار دهیم، چند تطابق و چند انحراف مهم دیده میشود:
۱. تقاضای درمان بهجای تقاضای سلامت
در ایران بخش مهمی از رفتار مردم هنوز «درمانمحور» است نه «سلامتمحور».
یعنی مراجعهها بیشتر زمانی اتفاق میافتد که بیماری رخ داده، نه برای سرمایهگذاری روی سلامت.
در حالیکه مدل فلپس میگوید تقاضای واقعی باید برای افزایش سرمایه سلامت (H) باشد، در ایران این رابطه عملاً وارونه شده است.
۲. مصرف بالای خدمات پزشکی، اما نه لزوماً سلامت بالاتر
در برخی بخشها، میزان مراجعه، آزمایش و مصرف خدمات درمانی بالاست، اما این الزاماً به بهبود متناسب سلامت منجر نمیشود.
این دقیقاً همان نکتهای است که در مدل اقتصادی مطرح میشود:
> افزایش ورودی پزشکی ≠ افزایش خطی سلامت
در ایران نیز به دلیل ضعف پیشگیری و سبک زندگی، بخشی از هزینههای درمانی در «حاشیه کمبازده» مصرف میشود.
۳. نقش کمرنگ عوامل غیرپزشکی در سیاستگذاری
در مدل نظری، سلامت تابعی از ترکیب چند ورودی است:
مراقبت پزشکی + سبک زندگی + شرایط اجتماعی + محیط
اما در سیاستگذاری ایران، تمرکز عمدتاً روی درمان و بیمارستان است و سهم پیشگیری، آموزش سلامت و اصلاح سبک زندگی کمتر از وزن واقعی آن است.
۴. بیماری بهعنوان شوک اقتصادی برای خانوارها
در ایران، بیماری فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ یک شوک اقتصادی هم هست.
هزینههای درمانی در برخی موارد میتواند ساختار مالی خانواده را تغییر دهد.
این موضوع نشان میدهد که سلامت در ایران هنوز بهطور کامل بهعنوان «دارایی قابل مدیریت» دیده نمیشود، بلکه بیشتر یک «رخداد پرهزینه» تلقی میشود.
مدل مطرحشده در مقاله و کتاب فلپس بهخوبی در سطح نظری با واقعیت ایران قابل تطبیق است، اما در اجرا با چند شکاف مهم مواجه است:
حرکت از درمانمحوری به سلامتمحوری هنوز کامل نشده
سرمایهگذاری روی پیشگیری نسبت به درمان ضعیفتر است
مصرف خدمات پزشکی همیشه به بهبود متناسب سلامت منجر نمیشودو سلامت هنوز بهطور کامل بهعنوان یک «دارایی اقتصادی قابل مدیریت» در سیاستگذاری دیده نشده است.
در نتیجه میتوان گفت این چارچوب نظری در ایران «صدق میکند»، اما بهصورت ناقص و با انحراف در ساختار اجرا و سیاستگذاری.



