نرخ دلار در حال حاضر به نماد امیدواری اجتماعی تبدیل شده است. هر زمان که جامعه احساس امنیت و چشمانداز مثبت داشته باشد، این نرخ نیز با ثبات بیشتری همراه است. اما وقتی وضعیت روانی جامعه دچار ناامنی شود و افراد نگرانیهایی از آینده پیدا کنند، نوسانات شدید ارز نمایان میشود.
از زمانی که قیمت دلار وارد کانال سه هزار تومان شد و سپس روند افزایشی آن به نزدیک ۱۰۰ هزار تومان رسید، مردم ایران در شوک و نگرانی هستند که این وضعیت چه بر سرشان خواهد آورد. افزایش پیوسته قیمت دلار و طلا، به یک رویه تکراری تبدیل شده است، اما این وضعیت هرگز “عادی” نمیشود.
این روزها در گفتگوهای اجتماعی، مردم بیشتر از هر چیزی نگران نرخ دلار و طلا هستند و از آینده مبهم خود میپرسند. حال و هوای اجتماعی به گونهای است که افراد به ناامیدی و افسردگی دچار شدهاند. حتی در شبکههای اجتماعی، کاربران از نگرانیهای شدید خود خبر میدهند و اعلام کردهاند که از ادامه فعالیتهای خود میترسند.
به گفته برخی فعالان اقتصادی و صاحبان کسبوکار، افزایش نرخ دلار در زندگی روزمره تأثیرات منفی زیادی گذاشته است. کسبوکارهای کوچک و متوسط، به ویژه آنهایی که وابسته به واردات هستند، با مشکلات زیادی روبهرو شدهاند. در این شرایط، بسیاری از مردم به علت کاهش قدرت خرید، کالاهای غیرضروری را از سبد خرید خود حذف کردهاند و این موضوع به طور مستقیم روی کسبوکارها اثر گذاشته است.
در زمینه تأثیرات روانی، جامعهشناسان معتقدند که بیاعتمادی به آینده و افزایش فشارهای اقتصادی منجر به ایجاد یک چرخه معیوب از نگرانیها و افزایش تقاضا برای خرید دلار شده است. در این میان، اقشار ضعیفتر جامعه بیشترین آسیب را میبینند و بسیاری از کسبوکارها با خطر تعطیلی مواجه هستند.
در این شرایط، دولت باید با عمل به وعدههای خود و اقدامات عملی به این بحران پاسخ دهد تا از بروز بحرانهای اجتماعی و سیاسی جلوگیری کند. تنها در صورتی که مردم احساس کنند که مشکلات قابل حل است، میتوانند امید خود را حفظ کرده و از این بحران عبور کنند.
کاربران شبکههای اجتماعی این چند روز را با انتشار نگرانیهایشان در این باره گذراندهاند؛ آنها در استوریهای حسابهای اینستاگرام، بارها نوشتند که چند روز در صفحههای کسبوکارهایشان فعالیت نخواهند کرد. در حسابهای شبکه ایکس نوشتند که از ترس آیندهای تاریک، دچار اضطرابهای شدید شدهاند و در پستهایشان نوشتند که ادامهدادن برایشان یک کار پرزحمت شده.
مائده یکی از کسانی است که از حس و حالش اینطور نوشته است: «یادم به ایامی میافتد که در تحریریه روزنامه، برای افزایش ۲۰۰ تومانی دلار، صفحه یک میبستیم، هشدار میدادیم، نقد و تحلیل و چه و چه که اگر دلار به چهار تومان برسد، که اگر اقتصاد ایران بیثبات باقی بماند، که اگر… حالا در کابوس جمعی به تماشای دلار ۹۰ هزار تومانی نشستهایم.» گفتوگوها در دنیای واقعی هم این روزها، همه حول شوکی است که بازار ارز و طلا به جامعه وارد کرده.
سهیل، مرد ۳۸ سالهای است که میگوید هربار با افزایش قیمتها به این فکر میکند که در عمر کوتاهش در وطنش ایران، چهها که ندیده است: «من آدم امیدواریام؛ در همه این سالها، هربار بحرانی پیش میآید با خودم میگویم این هم میگذرد و ما دوام میآوریم اما حالا احساس میکنم کاسه صبرم دیگر لبریز شده است. این روزها فکر میکنم یک آدم تا کجا میتواند تحمل کند؟ جوانی ما در هول و ولای قیمتها گذشت.» اینها حرفهای مشابه فاطمه ۴۰ ساله هم هست؛ او و همسرش بهتازگی تصمیم گرفتهاند که بچهدار شوند اما تصمیمشان با نرخ جدید دلار و طلا متزلزل شده. فاطمه میگوید، نمیتواند خودش را راضی کند انسانی را به این کشور اضافه کند.
درماندگی کسبوکارهای کوچک
هدی یکسال است که کار فروش آنلاین قهوه را شروع کرده و از همان زمان تا امروز، هر روز با افزایش قیمت دلار روبهرو شده است. هزینه دلاری که او برای خرید یککیلو قهوه باکیفیت هزینه میکند، بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ دلار است و بسته به کیفیت آن تغییر میکند. تا پیش از حذف ارز نیمایی قهوه، این کالا هم شامل آن میشد اما بعد از حذف آن، حالا هزینه وارداتاش افزایش یافته و کسبوکارهایی مثل هدی باید با قیمت بالاتری آن را بفروشند؛ اتفاقی که باعث میشود مردم قهوه را از سبد خرید خودشان حذف کنند.
«از سال قبل تا امسال قیمت دلار هر روز در حال تغییر است. بهدلیل شرایط جغرافیایی ایران، قهوه در ایران کشت نمیشود و باید آن را از کشورهای همسایه وارد کنیم. قیمت دلاری هر یککیلو قهوه برای ما که از امارات آن را وارد میکنیم، بین ۵۰۰ تا ۷۰۰-۶۰۰ هزار تومان میشود و به کیفیت و نوع آن بستگی دارد. اما چرا اینقدر گران است؟ چون واردات آن با نرخ دلار آزاد حساب میشود و قیمت قهوه دانهسبز برای ما دوبرابر میشود.»




