به گزارش خبرنگار عصری نو_ افزایش سرسامآور قیمت دارو، کمبود برخی اقلام حیاتی و نگرانی خانوادهها از آینده درمان، حالا به یکی از جدیترین دغدغههای روزمره مردم تبدیل شده است؛ بحرانی که همزمان از جنگ، تحریم، جهش نرخ ارز و ضعف نظارت داخلی تغذیه میکند و بیشترین فشار آن مستقیماً بر دوش بیماران و اقشار کمدرآمد افتاده است.
در ماههای اخیر، بسیاری از بیماران هنگام مراجعه به داروخانهها با شوک قیمتها مواجه شدهاند؛ از انسولین و داروهای بیماران پیوندی گرفته تا داروهای سادهتر که هر روز گرانتر میشوند. در چنین شرایطی، مقامهای دولتی از نبود کمبود دارو سخن میگویند اما روایت بازار و بیماران، تصویر دیگری را نشان میدهد.
انسولین ۷۰۰ هزار تومانی؛ روایت تلخ بیماران
نمونهای که این روزها بارها در شبکههای اجتماعی و میان بیماران تکرار میشود، افزایش شدید قیمت انسولین قلمی است؛ دارویی که چند ماه قبل با بیمه حدود ۴۰ هزار تومان بود اما اکنون گفته میشود با بیمه به حدود ۵۰۰ هزار تومان و بدون بیمه به ۷۰۰ هزار تومان رسیده است؛ افزایشی که برای بسیاری از بیماران دیابتی به معنای حذف تدریجی دارو از سبد درمان است.
این وضعیت فقط به انسولین محدود نمیشود. داروی «مایفورتیک» برای بیماران پیوند کلیه نیز پس از خروج از پوشش ارز ترجیحی و تغییر مبنای ارزی، با افزایش شدید هزینه روبهرو شده است؛ اتفاقی که نگرانی بیماران خاص را دوچندان کرده است.

جنگ و تحریم چگونه دارو را گران کرد؟
کارشناسان حوزه دارو معتقدند بحران فعلی فقط نتیجه سیاستهای داخلی نیست. جنگ و تنشهای منطقهای، اختلال در حملونقل جهانی، افزایش هزینه کانتینر، گرانی مواد اولیه وابسته به نفت و دشواری نقلوانتقال مالی، زنجیره تأمین دارو را شکنندهتر از همیشه کرده است.
متخصصان بینالمللی صنعت دارو هشدار دادهاند که حتی مواد اولیه سادهای مانند متانول و ایزوپروپیل الکل نیز به شدت گران شدهاند و همین موضوع قیمت تمامشده داروهایی مانند متفورمین و پاراستامول را افزایش داده است. نگرانی اصلی اما مربوط به ماههای آینده است؛ زمانی که ذخایر فعلی شرکتها کاهش پیدا کند و بحران تأمین، جدیتر خود را نشان دهد.
در ایران نیز نمایندگان کمیسیون بهداشت مجلس تأکید میکنند که افزایش قیمت پلاستیک، شیشه آمپول، مواد اولیه و نرخ ارز، هزینه تولید دارو را بالا برده و اگر قیمت دارو متناسب با هزینه تولید اصلاح نشود، تولیدکنندگان داخلی صرفه اقتصادی خود را از دست میدهند.
مردم بین گرانی دارو و ضعف بیمهها گرفتار شدهاند
اگرچه مسئولان از «افزایش منطقی قیمت دارو» دفاع میکنند، اما مسئله اصلی مردم، نبود حمایت مؤثر بیمههاست. بسیاری از خانوادهها میگویند حتی اگر دارو در بازار موجود باشد، دیگر توان خرید آن را ندارند.
جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، تأکید کرده افزایش قیمت دارو تنها زمانی قابل قبول است که بیمهها همزمان هزینهها را پوشش دهند تا فشار مستقیمی به مردم وارد نشود. رئیس سازمان غذا و دارو نیز اعلام کرده دولت در حال پیگیری اصلاح بودجه بیمههاست تا افزایش قیمت دارو از جیب مردم پرداخت نشود.
با این حال، بیماران معتقدند فاصله زیادی میان وعدهها و واقعیت وجود دارد؛ چرا که بسیاری از داروها یا از پوشش بیمه خارج شدهاند یا سهم پرداختی بیماران به شدت افزایش یافته است.
بحران فقط گرانی نیست؛ کمبود نیرو و زیرمیزی هم هست
مشکلات حوزه درمان تنها به دارو محدود نمیشود. افزایش مراجعات به بیمارستانهای دولتی، کمبود نیروی انسانی و گزارشهایی از دریافت «زیرمیزی» در برخی مراکز درمانی، فشار مضاعفی بر بیماران وارد کرده است.
عضو کمیسیون بهداشت مجلس هشدار داده برخی پزشکان در بخش دولتی خارج از ضوابط از بیماران پول دریافت میکنند؛ مسئلهای که در کنار صفهای طولانی و کمبود امکانات، اعتماد عمومی به نظام درمانی را تهدید میکند.
اقدامات دولت؛ کافی یا ناکافی؟
دولت برای کنترل وضعیت، برخی اقدامات را در دستور کار قرار داده است؛ از جمله کاهش حقوق گمرکی دارو، تجهیزات پزشکی و شیرخشک به یک درصد که میتواند بخشی از هزینه واردات را کاهش دهد. همچنین مسئولان حوزه سلامت از تلاش برای تقویت بیمهها و حفظ تولید داخلی سخن میگویند.
اما منتقدان معتقدند این اقدامات هنوز نتوانسته نگرانی مردم را کاهش دهد. نمایندگان مجلس هشدار دادهاند حذف ارز ترجیحی بدون بسته حمایتی، سلامت مردم را تهدید میکند و دارو نباید به میدان آزمون و خطای اقتصادی تبدیل شود.
آیندهای نگرانکننده برای سلامت مردم
آنچه امروز بیش از همه جامعه را نگران کرده، ترس از آینده است؛ آیندهای که در آن ممکن است دارو نه کمیاب، بلکه «غیرقابل خرید» شود. کارشناسان میگویند اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و سیاستهای حمایتی جدیتری اجرا نشود، طی ماههای آینده فشار بر بیماران مزمن، سالمندان و اقشار ضعیف به مراتب سنگینتر خواهد شد.
در شرایطی که جنگ، تحریم، جهش ارز و ضعف نظارت همزمان بر بازار دارو سایه انداختهاند، مردم بیش از هر چیز انتظار دارند دولت به جای ارائه آمار و وعده، امنیت درمان و دسترسی واقعی به دارو را تضمین کند؛ چرا که برای بسیاری از خانوادهها، دارو دیگر فقط یک کالای درمانی نیست، بلکه مسئلهای میان «زندگی و ناتوانی» شده است.



