پایگاه خبری عصری نو گزارش میدهد:
در حالی که بیمههای درمانی قرار بود سپری باشند برای روزهای سخت، امروز خود به یکی از بزرگترین دغدغههای بازنشستگان تبدیل شدهاند. مردان و زنانی که سالها خدمت کردند و ماهانه از حقوقشان حق بیمه پرداخت کردند، حالا در دوران پیری باید برای تأمین ابتداییترین داروها و تجهیزات درمانی، چشمانتظار و نگران باشند.
آنچه در حال وقوع است، نه صرفاً یک بحران درمانی، بلکه نمادی از فروپاشی اعتماد به نظام بیمهای کشور است؛ نظامی که بهجای پناهگاه، به مانعی دیگر در مسیر سلامت سالمندان بدل شده.
پول میگیریم، اما درمان نمیدهیم!
در شرایطی که بسیاری از بازنشستگان و بیماران خاص، هر ماه مبالغی برای بیمه پرداخت میکنند، اما عملاً چیزی در ازای آن دریافت نمیکنند. هزینههای دارو و خدمات درمانی روزبهروز بیشتر میشود، اما پوشش بیمهای نهتنها رشد نکرده، بلکه حتی در مواردی مانند تهیه سمعک، عینک، یا عصا نیز پاسخگو نیست.
سؤال اساسی اینجاست: حق بیمههای دریافتی کجا خرج میشود؟
طبق اظهارات فعالان اجتماعی و رسانهای، اوضاع در استانهایی مانند ایلام فاجعهبارتر است. دسترسی بیماران خاص به دارو و خدمات پزشکی، تقریباً به صفر رسیده. در این شرایط، بیمههای درمانی نقش ناظری خاموش را ایفا میکنند که تنها نظارهگر درد و رنج مردمی هستند که روزی به حمایت آنها اعتماد داشتند.
قانون هست؛ اجرا نیست!
طبق ماده ۲۳ قانون اساسی، دولت موظف است سلامت و بهداشت همگانی را تأمین کند. همچنین، براساس تعهدات بینالمللی، ایران موظف به تأمین حداقلهای معیشت و سلامت برای اقشار آسیبپذیر است. اما امروز شاهد آن هستیم که این قوانین بیشتر شبیه به آرشیوهایی خاکگرفتهاند تا ابزارهای اجرایی در خدمت مردم.
بیمههایی بیشفافیت
یکی از بزرگترین خلأها در سیستم بیمهای کشور، نبود شفافیت در تخصیص منابع است. بازنشستگان حق دارند بدانند که پولهایی که سالها پرداخت کردهاند، دقیقاً کجا و چطور هزینه شده است. بدون پاسخ به این مطالبه عمومی، شکاف بیاعتمادی میان مردم و نهادهای خدماتی عمیقتر خواهد شد.
تبعات بیتوجهی به سلامت سالمندان
نادیدهگرفتن درمان سالمندان فقط یک خطای انسانی نیست، بلکه فاجعهای اقتصادی و اجتماعی است. افزایش افسردگی، بیماریهای مزمن، کاهش امید به زندگی، هزینههای بالای درمانهای دیرهنگام—all of it—نتیجه بیتدبیریهایی است که اگر همین امروز اصلاح نشوند، فردای کشور را نیز گروگان خواهند گرفت.
ساماندهی بیمههای درمانی دیگر یک گزینه نیست، بلکه نیاز فوری کشور است. شفافسازی، گسترش پوشش درمانی، ارائه گزارشهای منظم و پاسخگویی واقعی، گامهای ابتدایی این مسیرند. بیمهها باید از نقش «دریافتکننده پول» خارج شوند و به «پناهگاه سلامت مردم» بدل شوند.
فردا نوبت کیست؟
اگر امروز صدای بازنشستگان شنیده نشود، فردا دیگران در همین صف خواهند ایستاد. درد دارو، بیپولی و بیپناهی، مختص یک قشر خاص نیست؛ این داستان امروز جامعهای است که اگر به آن نرسیم، فردا خودش نسخه ما را خواهد پیچید.
منبع: رکنا




